تبليغاتX
محمود 2000


آرشيو

88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31



بيچاره دخترا ...!
بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبالا حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره! اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه ! اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد مي خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بميره خوبه؟
تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388نويسنده Mahmood |
درد دل دختر با مامانش
دختری با مادرش در رختخواب

درددل می کرد با چشمی پر آب

گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست

زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟

روی دستت باد کردم مادرم!

سن من از بیست وشش افزون شد

دل میان سینه غرق خون شد


هیچ کس مجنون این لیلا نشد

شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته

بوی ترشی خانه را برداشته!

مادرش چون حرف دختش را شنفت

خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دخترم بخت تو هم وا می شود

غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن

این همه شوهر یکی را تور کن!

گفت دختر مادر محبوب من!

ای رفیق مهربان و خوب من!

گفته ام با دوستانم بارها

من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها

سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بر یک پسر

مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر

با سعیدویاسر وایضا صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما

بگذریم از مابقی ماجرا!

یک سری هم صحبت صادق شدم

او خرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید

قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج علی اصغر شله

یک زمانی عاشق من شد،بله

بعد جعفر یار من عباس بود

البته وسواسی وحساس بود

بعد ازآن وسواسی پر ادعا

شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم

بعد مانی عاشق هانی شدم

بعدهانی عاشق نادر شدم

بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او

گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

گرچه من هم در زمان دختری

روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آن که تو را باشد پدر

دل نمی دادم به هرکس اینقدر

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی

واقعا که پوز مادر را زدی


تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388نويسنده Mahmood |
افتتاح ورزشگاه اختصاصي استيل‌آذين
image افتتاح ورزشگاه اختصاصي استيل‌آذين

 ورزشگاه اختصاصي تيم فوتبال استيل‌آذين صبح امروز افتتاح شد.
 نام اين ورزشگاه امام رضا (ع) است و حدود 10 هزار نفر گنجايش تماشاگر دارد كه قرار است به زودي به 20 هزار نفر افزايش يابد.
 اين ورزشگاه در اتوبان آزادگان، اول ورودي يافت آباد جنب شهرداري منطقه 18 قرار دارد و در 6 هكتار احداث شده و قرار است به زودي به 15 هكتار افزايش يابد.
 همچنين باشگاه استيل آذين در توافقاتي اين ورزشگاه را به صورت رسمي از شهرداري خريداري كرده است و قرار است ظرف 4 ماه آينده زمين چمن طبيعي در كنار چمن مصنوعي ورزشگاه افتتاح شود تا بازي‌هاي رسمي استيل آذين در اين ورزشگاه انجام شود.
 اين ورزشگاه با اعلام مسئولان باشگاه استيل آذين با استاندارهاي روز دنيا و طبق نظر برنامه هاي كارشناسي شده AFC احداث شده و قرار است به زودي نور اين ورزشگاه كه 800 لوكس است به 1200 لوكس تغيير پيدا كند.
 طبق اعلام مسئولان استيل آذين اين ورزشگاه به طور رسمي با حضور يك تيم خارجي ظرف 4 ماه آينده با حضور به بهره برداري خواهد رسيد.

تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388نويسنده Mahmood |
وصيت نامه داريوش كبير

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .

هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.

كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .

اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .

توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .

همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .

بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .

بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .


تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388نويسنده Mahmood |
استیل آذین ۲- پرسپولیس ۱
گلها: محمد غلامی(دقیقه ۳۰) و افشین چاوشی(دقیقه ۹۰) برای استیل آذین، هوار ملامحمد(دقیقه ۱۲) برای پرسپولیس
داور: مسعود مرادی
کمک ها: رضا سخندان و بابک وسیله بر
اخطار: میثم خسروی، علی عشوری زاد، حامد کاویانپور، لکسیرا و امیر شاهپورزاده(استیل آذین)، سپهر حیدری و شیث رضایی(پرسپولیس)
تماشاگر: ۳۵ هزار نفر
ورزشگاه: آزادی
استیل آذین
حمید نشاط جو(۱۶)، میثم خسروی(۱۶)، حسین کعبی(۱۵)، علی عشوری زاد(۱۶)، مهدی محمدی(۱۵)، حامد کاویانپور(۱۱)، علی کریمی(۱۹)، محمدرضا مهدوی(۱۶) از دقیقه ۷۳ افشین چاوشی، لکسیرا(۱۴)، محمد غلامی(۱۵) از دقیقه ۷۳ رضا نوروزی و امیر شاهپورزاده(۱۵) از دقیقه ۶۳ علی آذری
سرمربی: حمید استیلی(۱۹)
پرسپولیس
علیرضا حقیقی(۱۳)، سپهر حیدری(۱۴)، جلال اکبری(۸)، شیث رضایی(۱۷)، مجتبی زارعی(۱۲)، کریم باقری(۱۳) از دقیقه ۷۶ مهدی شیری، تیاگو(۱۲)، حمیدرضا علی عسکری(۱۰)، حسین بادامکی(۱۰) از دقیقه ۶۵ عادل کلاه کج، هادی نوروزی(۱۱) از دقیقه ۶۸ وسلی برازیلیا و هوار ملامحمد(۱۶)
سرمربی: زلاتکو کرانچار(۹)
شرح گلها
گل پرسپولیس: روی خطای لکسیرا روی زارعی پرسپولیس در پشت هجده قدم استیل آذین صاحب یک ضربه ایستگاهی شد که هوارمحمد با یک ضربه زیبا گل اول پرسپولیس را به ثمر رساند.
گل اول استیل آذین: پاس علی کریمی به محمد غلامی در عمق دفاع پرسپولیس با ضربه پای چپ این بازیکن، بازی را به تساوی کشاند.
گل دوم استیل آذین: روی یک ضربه ایستگاهی علی کریمی ضربه اش را مستقیم به طرف دروازه حقیقی زد که با دفع ناقص او، چاوشی از گرد راه رسید و با یک ضربه سر دومین گل تیمش را وارد دروازه پرسپولیس کرد.
لحظات حساس
دقیقه :۵ پرتاب یک اوت دستی بلند توسط سپهر حیدری با ضربه سر کریم باقری با فاصله کم از کنار دروازه استیل آذین به بیرون رفت.
دقیقه :۱۰ در شلوغی مقابل دروازه پرسپولیس ضربه محمد غلامی پس از برخورد به پای مدافع این تیم با برخورد به نوک انگشتان حقیقی به تیر دروازه سرخپوشان برخورد کرد و به زمین بازگشت.
دقیقه :۲۰ هوارمحمد با یک پاس پشت پا کریم باقری را در یک موقعیت خوب قرار داد که پاس این بازیکن به هادی نوروزی در شرایط تک به تک با نشاط جو ضربه اش را بد زد تا یک موقعیت گل صددرصد از سرخپوشان گرفته شود.
دقیقه :۳۳ سانتر بلند هوارمحمد از چپ با ضربه سر کریم باقری در آغوش نشاط جو آرام گرفت.
دقیقه :۳۵ محمد غلامی در میان مدافعان پرسپولیس با یک چرخش خوب ضربه ای را راهی دروازه پرسپولیس کرد که حقیقی آن را دفع کرد.
دقیقه :۴۲ شوت سنگین تیاگو از فاصله ۳۰ متری در میان غافلگیری مدافعان استیل آذین را حمید نشاط جو با دشواری تمام درازکش مال خود کرد.
دقیقه :۶۲ روی پاس شاهپورزاده، محمد غلامی صاحب یک فرصت خوب گلزنی شد که ضربه اش فضای بالای دروازه را گشود و با فاصله بسیار به بیرون رفت.
دقیقه :۶۹ ضربه ایستگاهی سرخپوشان توسط عادل کلاه کج از فاصله ۳۰ متری زده شد که نشاط جو آن را درازکش مال خود کرد.
دقیقه :۷۶ حسین کعبی با عبور از ۲ مدافع پرسپولیس پاس خوبی را به چاوشی داد که او دروازه پرسپولیس را خوب ندید و ضربه اش از بالای دروازه پرسپولیس به بیرون رفت.
دقیقه :۸۰ شلیک عادل کلاه کج از فاصله ۳۰ متری درست همان جایی زده شد که نشاط جو ایستاده بود.
دقیقه ۲+:۹۰ ضربه هوارمحمد در حالت نامتعادل با فاصله از کنار دروازه نشاط جو به بیرون رفت.
شرح بازی
نبرد نه چندان مسالمت آمیز سرخ ها در ورزشگاه بزرگ آزادی با برتری استیل آذین به پایان رسید. در دیداری که بی جهت نیز حساس نشده بود، پرسپولیسی ها بازی را بهتر از حریف خود آغاز کردند و در همان زمان برتری خود نیز به گل رسیدند اما ضعف جلال اکبری در دفاع چپ و حسین بادامکی باعث شد تا اندک اندک استیل آذینی ها به خود آمده و اکثر حملات خود را از جناح راست تدارک ببینند. در اواسط نیمه اول و از زمانی که علی کریمی در استیل آذین راه افتاد، سرخپوشان این تیم نیز به خودباوری رسیدند تا بازی پایاپایی را در طول ۹۰ دقیقه به نمایش بگذارند.
بازی در نیمه اول با تساوی یک بر یک به پایان رسید اما در نیمه دوم بازی نزد بازیکنان ۲ تیم اندکی به خشونت کشیده شد، ضمن اینکه آرامش بیش از حد مرادی نیز اندکی به این فضای متشنج کمک کرد تا نهایتاً بازیکنان ۲ تیم در لحظات پایانی از خود بی خود شده و فضا را ناسالم کنند. مسعود مرادی که وقت اضافی را ۴ دقیقه اعلام کرده بود، در زدن سوت آخر بازی آنقدر تعلل کرد که این موضوع بر شدت عصبانیت بازیکنان استیل آذین افزود و باعث اخراج علی کریمی ستاره بازی دیروز استیل آذین و پرسپولیس شد.

تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388نويسنده Mahmood |
ويژگي يك دختر خوب
يه دختر خوب اولاً اصلاً پيدا نميشه

يه دختر خوب هيچوقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش عاشق نميشه

يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت توي حموم نميمونه (نکته مهم المپياد)

يه دختر خوب به خاطر بعضي مسائل چترش را باز نمي کنه

يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي کنه چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نميگه

يه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمي پيچونه

يه دختر خوب يواشکي دست تو جيب باباش نميکنه

يه دختر خوب به خاطر اينکه بهش گفتن بي ادب گريه نمي کنه

يه دختر خوب جو نميگيرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمايش نميزاره

يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمي داره بندازه رو سرش مثل روسري

يه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالي نمي کنه

يه دختر خوب با همسايشون که خوشگل تره لج نميشه

يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو انقدر تو خرج نمي ندازه

يه دختر خوب وقتي بهش نگاه نمي کنن خود نمايي نميکنه (به راههاي مختلف) باز هم نکته تستي

يه دختر خوب باباش هر چي بگه گوش مي کنه نمياد پيش مامانش نه نه من غريبم بازي درآره

يه دختر خوب بيشتر از 10 دقيقه توي توالت نمي مونه (نکته مهمتر از کنکور)

يه دختر خوب هيچوقت بدون گواهينامه رانندگي نميکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بريزه

يه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضايع نمي کنه

يه دختر خوب وقتي معني ترانه هاي خارجي رو نميدونه مجبور نيست که واسه کلاس اونا رو گوش بده

يه دختر خوب توي قرار با پسر کلاس زورکي نمي آد و پدر کارمند بيچاره اش رو مديرعامل و رئيس قلمداد نمي کنه

يه دختر خوب ديگه به دختر افغاني ها حسودي نمي کنه

يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد و داشت از حسوديش مي ترکيد 10000 تا عيب و ايراد روي پسر نمي زاره

يه دختر خوب شب زود نمي خوابه که صبح زود بيدار بشه که بتونه صافکاري و نقاشي کنه

يه دختر خوب خودش رو زوري توي دل کسي نبايد راه بده

يه دختر خوب براي اينکه مورد توجه قرار بگيره اسمشو عوض نميکنه (صغرا= هاني - کبري= ماني)

يه دختر خوب براي اينکه توي مهموني تحويلش بگيرن قيافه نميگيره و اداي آدم پولدارارو در نمياره

يه دختر خوب پشت سر حتي حيوانات هم غيبت نمي کنه

يه دختر خوب از دماغ فيل نمي افته که نه؟

يه دختر خوب از اجراي هر گونه قرقره جت اسکي اسکيت و امثال اون در مقابل پسرها خودداري مي کنه

يه دختر خوب با 25897 نفر که تيريپ نميريزه

يه دختر خوب اولاً دوچرخه سواري نمي کنه حالا مي خواد بکنه جنبه هم داشته باشه

يه دختر خوب توي مسافرت به خاطر کسي که روش کليد کرده، باباشو توي منگنه قرار نمي ده که بابا تندتر برو!

يه دختر خوب عکسهاي پسر خوشگلا مانند حميد گودرزي شادمهر عقيلي و محمدرضا گلزار رو به در و ديوار اتاقش نمي چسبونه (جوابيه)

يه دختر خوب سوار هر ماشيني نميشه پيکان 47 و امثال آن

يه دختر خوب وقتي لباس آنچناني براي خودنمايي ندارد از همسايگانش قرض نمي کند چي نمي کند

يه دختر خوب راه به راه از اون کوفتيا نميماله که فردا هم سرطان بگيره و انتظار ترحم داشته باشه


خلاصه بگم يه دختر خوب بايد خوب باشه نه اينکه اداي خوبا رو دربياره

به طور کلي دختر خلاصه مي شود در: غيبت بي نظير - خود نمايي کلان - دورنماي جالب و کلوزآپ استفراغ


از طرف اتحاديه '' هميني که هست'' و '' حقيقت تلخ است'' امضاء 

تاريخ جمعه هشتم آبان 1388نويسنده Mahmood |
زن با مرد ازدواج مي‌كند به اين اميد ك........
1-زن با مرد ازدواج مي‌كند به اين اميد كه او تغيير كند، اما تغيير نمي‌كند. مرد با زن ازدواج مي‌كند به اين اميد كه او تغيير نكند، اما تغييرمي‌كند.
2-مرد موفق مردي است كه بتواند پولي بيشتر از آنچه كه زنش خرج مي‌كند، به دست بياورد. زن موفق زني است كه بتواند چنين مردي را به دست بياورد!
3-سيگار مي‏كشي؟ نه! مشروب مي‏خوري؟ نه! قماربازي مي‏كني؟ نه! سينما مي‏ري؟ نه! رفيق بازي مي‏كني؟ نه! پس وقت بيكاري رو چه جوري مي‏گذروني؟ دروغ مي‏گم!
4-اولي گفت: من آدم خودساخته ‏اي هستم. دومي‌گفت: ولي به نظر مي‏آد پدر و مادر داشته باشي!
5-دخترها دو دسته‌اند: يا خوشگلند يا درس خون!
6-مي‌دونين چه موقع يه وكيل دروغ مي‌گه؟ وقتي كه دهنشو باز مي‌كنه!
7-دو راه براي خانم مهندس شدن هست: اينقدر درس بخوني تا خانم مهندس شي... يا اينكه يه شوهر مهندس پيدا کني!
8-گل گلدون من شکسته در باد... شايدم کار پسر همسايه باشه...!
9-دوست داشتن مثل پاک کن سر مداد نوکيه! يا اينقدر دلت نمياد ازش استفاده کني تا گم ميشه يا اينقدر گازش ميگيري تا هيچي ازش نميمونه!

تاريخ پنجشنبه هفتم آبان 1388نويسنده Mahmood |
ابومسلم خراسان ۲- استیل آذین تهران ۲
گل ها: محمدرضا خرسند نیا ( دقیقه ۱+۴۵) و سعید خانی ( دقیقه ۴۹) از روی نقطه پنالتی برای ابومسلم خراسان و علی آذری ( دقیقه ۱۸) و لاک چیرا ( دقیقه ۳+۹۰) برای استیل آذین
داور: احمد صالحی، کمک ها: بهرام نقوی و مصطفی فراهانی
اخطار: امید غلامی، عبدالجبار مومونی وعلی حقدوست ( ابومسلم) علی عشوری زاد ( استیل آذین)
ورزشگاه: ثامن الائمه مشهد
تماشگر: حدود ۲هزار نفر
ابومسلم
امیدغلامی (۱۶)، محمدرضا ناصحی (۱۵)، عبدالجبار مومونی (۱۵)، سعید عبدالله پور (۱۴)، داود دانش دوست (۱۳) از دقیقه ۷۴ مجتبی سرآسیابی، امجد شکوه مقام (۱۶)، علی حقدوست (۱۶)، سعید خانی (۱۷)، محمد رجب زاده (۱۸) از دقیقه ۸۴ مصطفی شهرکی، محمدرضا خرسند نیا (۱۸) و جواد ضیغمی (۱۶) از دقیقه ۸۸ پژمان جمشیدی
سرمربی: علی اصغر جانداری (۱۵)
استیل آذین
علی نظرمحمدی (۱۶)، علی عشوری زاد (۱۵)، مهدی محمدی (۱۵)، لاک چیرا (۱۷)، کاظم برجلو از دقیقه ۱۵ نقی شاهمرادی (۱۲) از دقیقه ۶۰ رضا نوروزی (۱۵)، علی آذری (۱۷)، حامد کاویانپور (۱۶) از دقیقه ۷۸ هادی ایمانی، محمدرضا مهدوی (۱۳)، امیر شاپورزاده (۱۴)، رضا رحمتی (۱۴) و محمد غلامی (۱۵)
سرمربی: حمید استیلی (۱۵)
شرح گل ها
گل اول استیل آذین: علی آذری روی یک ضربه ایستگاهی از فاصله ۲۰ متری به توپ ضربه زد که توپ به صورت مستقیم وارد دروازه شد.
گل اول ابومسلم: توپ برگشتی مدافعان استیل آذین را سعید خانی برای خرسند نیا ساخته و پرداخته کرد و این بازیکن در کمال خونسردی با یک بغل پا دروازه استیل آذین را گشود.
گل دوم ابومسلم: علی نظرمحمدی درون محوطه جریمه روی جواد ضیغمی خطا کرد تا داور اعلام ضربه پنالتی به سود ابومسلم کند. سعید خانی پشت توپ قرار گرفت وگل دوم تیمش را به ثمر رساند.
گل دوم استیل آذین: سانتر رضا نوروزی از روی ضربه ایستگاهی روی سر لاک چیرا فرود آمد تا این بازیکن در واپسین لحظات گل تساوی را به ثمر برساند.
لحظات حساس
دقیقه :۴۱ محمد غلامی داخل محوطه جریمه سرنگون شد و داور مسابقه نقطه پنالتی را نشان داد. محمدرضا مهدوی پشت توپ ایستاد اما ضربه وی را غلامی، گلر جوان ابومسلم دفع کرد.
دقیقه :۴۲ عبدالجبار مومونی می توانست گل تساوی تیمش را به ثمر برساند اما ضربه مدافع پیش تاخته را نظر محمدی به زیبایی راهی کرنر کرد.
دقیقه:۶۱ شوت سرکش رضا رحمتی با فاصله کمی از کنار دروازه به بیرون رفت.
دقیقه :۷۹ ضربه امجد شکوه مقام از داخل محوطه جریمه با برخورد به تیر عمودی دروازه به بیرون رفت.
دقیقه ۴+:۹۰ رضا نوروزی پس از عبور از میان مدافعان ابومسلم به رحمتی پاس داد اما این بازیکن قدر این موقعیت خوب را ندانست.
شرح بازی
بازی را استیل آذین بهتر شروع کرد و پس از ایجاد چند موقعیت خوب به هدف خود رسید و گل اول بازی را به ثمر رساند. بعد از این گل ورق برگشت و ابومسلم خیلی زود اختیار توپ و میدان را در دست گرفت. نفرات ابومسلم آنقدر روی دروازه استیل آذین فشار آوردند که در دقایق پایانی نیمه اول گل تساوی را به ثمر رساندند تا شکست خورده به رختکن نروند.نیمه دوم را ابومسلم توفانی آغاز کرد و خیلی زود گل دوم خود را هم به ثمر رساند. بعد از این گل بصورت ناخودآگاه شاگردان اصغر جانداری عقب کشیدند و همین امر فرصت مناسبی را برای استیل آذینی ها فراهم کرد تا به سمت دروازه سیاه جامگان حمله ور شوند. در لحظات پایانی و در حالی که همگان فکر می کردند ۳ امتیاز بازی به حساب ابومسلم ریخته شده استیل آذین مزد زحماتش را گرفت و گل تساوی را زد تا یک تساوی دیگر در کارنامه ابومسلم به ثبت برسد

تاريخ سه شنبه پنجم آبان 1388نويسنده Mahmood |
نامه يك دختر به همسر آينده اش
 

عزيزم!

مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر كم توقعي هستم. اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي، فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي! اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هي بالاتر برود!

اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم!

اگر از تو خانه مي خواهم، به خاطر اين است كه خود را در خانه اي به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و ديوارآن، خاطره اش را برايم حفظ كنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد!

اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي!

اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم مي آيد... جلوي چشم همه هم كه نمي‌شود!

اگر مي گويم هرسال برويم يك كشور را ببينيم، فقط به خاطر اين است كه سالها دلم مي خواست جواب اين سوال را بدانم كه آيا واقعا "به هركجا كه روي آسمان همين رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكني تا جواب سوالاتم را پيدا كنم، پس چه كسي كمكم كند؟!

اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزي!
و بالاخره...


اگر جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم، فقط به خاطر اين است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياي ماديات است.

 

! نظر يادتون نره !


تاريخ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388نويسنده Mahmood |
یک طنز بدون شرح!!

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن


منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن


شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن


معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

 

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم


پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده


منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه


شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت


معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق


پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد


مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

 نظر یادتون نره


تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388نويسنده Mahmood |
HOME ARCHIVES CONTACT POSTS DESIGNED PROFILE JAY-Rch Doggone